همه میدونن این حس ـو که من بارون ـو دوس دارم :)

خرید بک لینک

دستانش پر از چین و چروک های غیر منطقی است

اندوهی که چشمانش به دوش می کشد قامت ابروانش را به خم آورده

با لباسی نارنجی .با صورتی تیره

پرسه می زند در تاریکی این شب ها

و به یاد می آورد

روزی کودک بود

آن روز ها هرقدر هم که چیزی نداشت!پولی نداشت .بدبخت بود

اما باز هم آرزوهایش از ترک های سقف گلی خانشان بیرون می زدند

دنیای قشنگی برای بزرگی هایش رقم زده بود

شاید قرار بود پزشک باشد..

یا شاید مهندس و رئیس جمهور ...

هیچوقت هیچ جا با خودش نگفت که من رفتگر می شوم!

و حالا در زیر قطره های بی دست و پای باران

با چشم هایی که سال ها بود بغضش را یدک می کشید

با دلی تیره نسبت فردا

کودکی هایش را با صدای خش خش جارو می زد

دور می انداخت آرزوهایش را

و در عمق یک سطل آشغال - کثیف - فردا را می جست!

فردای او را دنیا کجای این شهر دور انداخت؟

سطل کدام محل را باید گشت؟

باران کجاست که ببارد؟؟

فردا کجاست که بیاید؟

*خودم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منم اون مترسکی که شده عاشق کلاغا!

وا۳ من ابد بریدن میون حصار باغا!

+چرا بعضی آهنگا باید انقد خوب باشن؟

اشاره به: مازیار فلاحی+رضا یزدانی

*بازم چشمامو می بندم که خوبی هاتو بشمارم

نمی تونم فقط میگم خدایا دوستت دارم

++حساس بودن چیز مزخرفیه!وقتی هیچکی درکت نمی کنه باید حساسیتو کنار بذاری!نباید دلت برای کل دنیا بسوزه!

اگه جنگ بشه چی؟از تمام تفنگ ها تنفر دارم:|

+دنیایی ک بمب و موشک نمی سازه

موشک روی خواب کودک نمی اندازه

دنیایی که تو اون زندونا تعطیلن

آدم ها به جرم پرسش نمی میرن

*دربی ...!بعله!همچین آدمایی هستیم ما پرسپولیسی ها!با امید برد:)

وقتی...

وقتی تیمت تو ۱۰ دیقه از یه تیم ۱۰ نفره ۳ تا گل می خوره .....

+هه!

فعلا"

مرا هزار امید است و هر هزار تویی...

ما را در سایت مرا هزار امید است و هر هزار تویی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 1:12

صفحه بندی